نشانه های بیماری های روانی در قرآن و حدیث – خبرگزاری حوزه

در حقیقت راویان مناطق مختلف مازندران به فراخور همان منقه با برش کوتاهی از یک داستان بلند یا زندگینامه، یک نوع داستان مینی مالیستی از عشق امیر و گوهر خلق کردند. امیر و گوهر روایت عشق افسانه ای است که در هر منطقه از مازندران روایت خاص خودش را دارد. راویان همواره منظومه امیر و گوهر را همراه با بیان سرگذشتی از مردان دشت ، دهقانان و کشاورزان تبرستان با زبانی کنایه وار در بستر آواز بیان می دارند. و اين آيه يعنى آيه مورد بحث آن رواياتى را كه ائمه اهل بيت (عليهم السلام) در باره فرق ميان رسول و نبى وارد شده تاءييد مى كند، زيرا در آن روايات آمده كه رسول عبارت است از انسانى كه ملك را مى بيند و صدايش را مى شنود، ولى نبى آن كسى است كه پيام آسمانى را به صورت رؤ يا مى گيرد، و چيزى به چشم نمى بيند، و ما پاره اى از اين اخبار را در جلد دوم اين كتاب در ضمن بحث از نبوت ايراد كرديم.

این افسانه نیز همانند تمامی افسانه های مازندران به صورت منظومه و شعر سرایی و ترانه سینه به سینه تا به امروز منتقل شده است و سرشار از سوز و گداز عاشقانه و عارفانه است. برخلاف برخی شخصیتهای ذهنی و خیالی در شعرها و داستانها که بیشتر صورت اسطورهای دارند، “ربابه” شخصی حقیقی در زندگی سید هادی، شاعر گمنام اهل باب است. شاعر شدن امیر نیز به خاطر خربزه ای که امام به او می دهد اتفاق می افتد و همین رخداد سبب ایجاد مثلی در مازندران شده که می گویند “خربزه خوردی شاعر شدی”.

وی با اشاره به حادثههای اخیر در این محورها و واژگون شدن چند خودروی سنگین، گفت: بر اساس تصمیمهای گرفته شده مقرر شد که در مرحله نخست، روپوش و گاردریلهای وسط بزرگراهها به نیوجرسی با هدف جلوگیری از انحراف خودروها به باند مخالف، تبدیل شود که نظرهای مختلفی در این زمینه وجود دارد و در حال پیگیری است. ۵- بهشت گم شده و سد درودزن: بهشت گمشده در ناحیه ی شمال غربی شهرستان شیراز در بخش کامفیروز واقع شده و افزون بر چشم انداز بسیار زیبای سد درودزن، در محوطه ی کوهستانی آن چشمه های آب و درختان بسیار زیبا، فضایی بهشت گونه پدید آورده اند.

این که این شهرستان در طول تاریخ چه سرگذشتی داشته است متأسفانه اطلاعاتی نداریم اما با توجه به اسم آن و از طرفی قرار گرفتن قلعه ضحاک در منطقه به نظر می رسد این منطقه به مرکزیت سراسکند ریشه در گذشته ای دور دارند. پس سلامت روان به معنای تعادل روان است و علایم آن این است که انسان به نور عقل خویش آنچه که زینت روانش می شود و او را به خدا نزدیک می کند، برمی گزیند و تمام ابعاد وجودی خود را شکوفا می سازد، و بین آنها هماهنگی و تعادل برقرار می نماید، براثر این عدالت نفسانی که همان صراط مستقیم و وصول به کمالات انسانی است در عمل نیز منحرف نمی گردد و به پیروی از سفاهت که موجب ظلم به خویشتن و دیگران است، از عدل سرباز نمی زند.

تو الان به سوی خانه دیو برو تا به امید خدا سر او به خاک آوری باید از هفت کوه بگذری که دیوان در سرتاسر آن هستند بعد غار هولناکی میبینی که دور آن پر از نره دیوان جنگی است و در غار دیو سپید است. در عین حال که بسیاری از اشعار بر جای مانده در این سرگذشت ها را راویان در طول تاریخ ساخته و پرداخته اند. مازندران سراسر از افسانه عاشقانه و قصه های کهن است.هادی و ربابه که همانند امیر و گوهر و طالب و زهره با شعر و موسیقی زنده مانده است ، از منظومه ای عاشقانه روستای شیاده بابلکنار محسوب می شود.

امیر و گوهر جزو افسانه های عشقی است که به جز نسل های جدید، هر مازندرانی از آن با خبر است و با آن زندگی کردند. امروز مازندرانی های سالخورده زمانی که بخواهند در باره عشق آتشین صحبت کنند، آن را با عشق امیر و گوهرمقایسه می کنند و یا مثال می زنند. سلغرشاه از اتابکان یزد در قرن هفتم روستایی به نام سلغرآباد بنا نهاد و برای رونق گرفتن کشت جو و گندم و سایر محصولات کشاورزی روستاییان در زمینهای شورهزار آن قناتی حفر کرد. پس از آن كه فرقه اسماعيليه توسط هلاكوخان از بين رفت، اين شهر دوباره رونق يافت؛ ليكن در قرن هشتم هجري، بار ديگر اين شهر توسط امير تيمور گوركاني ويران شد.

پس از چندی در همان مکتبخانه عاشق دختری به نام زهره میشود که از قضا همکلاسی او بود. در این دلبستگیها و مراودات بود که طالب گردنبند موروثی مادرش را به یادگار به زهره میدهد. وقتی میفهمد طالب به شهری دوردست رفته است با گردنبندی که از او به یادگار گرفته خود را خفه میکند تا بمیرد که در این کار موفق نمیشود. زهره پس از نجات از مرگ ازدواج میکند. حسن خان که از مال و مکنت برخوردار بود، مانع از ازدواج ربابه با سید هادی شد.

یکی از روایت ها می گوید: طالب و زهره با هم ازدواج کردند و طالب به مدت چهل سال پادشاه آمل شد. افسانه طالب و زهره نیز از قصه های عاشقانه مازندران است که روایت های مختلفی برای آن نقل می شود. چون هر ساله در فصل زمستان زمانی که تغییر رنگ ظاهر میشود و پرندگان مهاجر این دریاچۀ جذاب را به عنوان محل زندگی زمستانۀ خود انتخاب میکنند گردشگران بسیاری نیز برای تماشایی رنگ ویژۀ آن و مخصوصاً دیدار از پرندگان مهاجر راهی دریاچۀ مهارلو میشوند.

۸۹-حسین طالبی جوان فرزند بایرام متولد ۱۳۴۳ در سال ۱۳۶۲ در میمک شهید شد. طالب که فکر میکرد زهره دانسته دست به چنین کاری زده، او را به بیوفایی و خیانت متهم کرده، با ناراحتی از آمل گریخته، به کاشان که آن زمان جزء جغرافیای تبرستان محسوب می شد میرود، اما زهره بیقرار هرچه مویه میکند و میگردد او را نمییابد. این روستای کوچک نه تنها ایرانیان، بلکه گردشگران خارجی زیادی را هم به خود جذب میکند.

برادر زهره هم با تبرزین طالب را مجروح میکند. از طرف دیگر، نامادری زهره هم که مرتب از خواستگار زهره یعنی قادر پول و هدایا میگیرد، برای دور کردن طالب از زهره در ماهی آزادی که طالب برای زهره صید کرد و هدیه آورده بود، داروی بیهوشی ریخته، به دست زهره میدهد. از طرفی در مکتبخانه هم وقتی در نبود “ملا قربان” (معلم مکتب) جانشین او “مشهدی علی مردان” اداره مکتب را به عهده میگرفت، طالب و زهره از فرصت استفاده نموده در کنار هم مینشستند و به این احساس عاشقانه ادامه میدادند.

قینرچه با وجود بیبو و بیرنگ بودن از دیرباز جزو آبهای معدنی با خواص درمانی شناخته شده است و برای درمان انواع امراض مورد استفاده قرار میگیرد. اين محل يكي از نخستين زيستگاههاي انساني منطقه زنجان به شمار ميرود و حداقل از اوايل هزاره چهارم پيش از ميلاد مورد استفاده و محل سكونت جماعتهاي آغازين بوده است. در طالقان روستاهای بسیاری وجود دارد که هر کدام از آنها منبعی از جاذبههای گردشگری اعم از جاذبههای طبیعی، بناهای تاریخی و اماکن مذهبی به شمار میروند.

وجود کوهها و قلههای مرتفع و زیبا در اطراف دریاچه این منطقه را به بهشت کوهنوردان تبدیل نموده است. امیر به “زنگره قلد” محل قرارشان می رود و افسوس از اینکه گوهر بر سر قرار حاضر نمی شود و امیر تا فصل پاییز که زمان کوچ از ییلاق به مناطق قشلاق است منتظر گوهر می ماند. فصل ییلاق به پایان می رسد و گوهر از ییلاق به سوی روستای قشلاقیش ” اغوذبن “به راه می افتد گوهر وقتی به” زنگره قلد “می رسد، سایه یک سیاهی را می بیند. گوهر پیغامی می فرستد که :”در حال کوچ به ییلاق (احتمالاییلاق تیرنکلا. ییلاق مردم اغوذبن آمل)هستیم و تو سر راه در دره “زنگره فلد”(دره ای در روستا انبارده شهرستان نور .سر راه ییلاق) بایست و من جلوتر از خانواده به راه می افتم وآنجا همدیگر را خواهیم دید”.

جلوتر می رود می بیند امیر است که زیر درخت ایستاده و روی سرش کلاغ لانه درست کرده است. هر یک از راویان گوشه ای از حالات امیر و گوهر را بیان می کنند. روایتی که در قسمت های مرکزی استان مازندران سینه به سینه گشته است حکایت از وفاداری امیر و اشتیاق وی به دیدن گوهر دارد به صورتی که امیر برای گوهر پیغام فرستاد که:” دلتنگت شدم می خواهم ببینمت”. در حدود سال ۱۰۰۵ هجری پسری از اعیان طایفهٔ آمل را به مکتب میسپارند. زهره که در عالم خیال و رویا و به یاد دوران گذشته با ماهیان صحبت میکند، دیگر به خانه برنمیگردد و برای همیشه ناپدید میشود.

بسیار سبک است و می توانید در حوزه نمایشگاهی نیز از این تابلو زیبا بهره مند شوید . پل خواجو در زمان خودش از برترین سیست م های پل سازی بهره برده است. گلکاری های بسیار زیبا در کنار درختان سر به فلک کشیده و نیمکت هایی که می توانید روی آنها بنشینید و از زیباییهای این باغ لذت ببرید. امیر با تعجب می گوید هنوز زمان برداشت خربزه فرا نرسیده است ، اما امیر با اصرار سوار وارد باغ می شود و شگفت زده خربزه های فراوان را انباشته بر هم می بیند .

امیر همین کار را می کند و هر دو با خوردن خربزه شاعر می شوند. ربابه فغانی و هادی موسوی ۱۲ سال در سودای عشق یکدیگر بودند و هادی در این مدت شاعر شد و برای ربابه شعرها سرود، تا اینکه خواهر سید هادی به همسری حاجی داداشقلی رسولیان از خیران و مالکان منطقه درآمد و به عنوان سومین همسر او راهی خانه بخت شد. طالب که به هند رفته و در آنجا به افتخار رسیده در سال ۱۰۳۶ درمیگذرد. انتظار امیر در طول تاریخ این افسانه با شعر و موسیقی و ترانه سرایی همراه است که امروز با زبان تبری در روستاهای مازندران به خصوص مناطق کوهستانی توسط مردم محلی خوانده می شود و زنده است.

دیدگاهتان را بنویسید